گفت عزیزی ،نفت بالا رفته است
قیمتش تا عرش اعلا رفته است
پس دگر بر خنده بگشا آن دهن
یا اقلاً یک دوتا بشکن بزن
قیمت هر بشکه امشب شد نود
هفته ی دیگر به صد هم می رسد
می شود اوضاع جیبیت توپتر
هرچه می خواهی تو از فردا بخر
سفره ات پر طول و پهنا می شود
نیمرو، مر غ و مسما می شود
فکر سیخی باش از بهر کباب
چون که گوشت آید به نزدت بی حساب
این کت فرسوده را از تن درار
می شوی زین پس تیریپ و نونوار
رو خیابان همره اهل و عیال
خرج کن بی غصه یا جنگ و جدال
دوره ی دلواپسی ها شد تمام
می شوی آسوده دل از قرض و وام
پول نفت آید به سویت گُّر و گُرّ
سکه از جیبت بریزد شُرّ و شُرّ
گفتمش ای دوست، خوابت خیر باد
نیستی وارد در علم اقتصاد
قیمت هر بشکه چون بالا رود
دود آن در چشم و چال ما رود
چون تورم می شود افزوده تر
ای خدا این نفت را بالا نبر![]()
