در این تورم ای پسر،کسی پلو نمی خورد
کباب برگ و چنجه و مرغ و چلو نمی خورد
به کلّه رو نمی کند ز پاچه دم نمی زند
کنار پارک جنگلی که آش جو نمی خورد
به سینما نمی رود به فیلم خونمی کند
ذرت و آب میوه در، پیاده رو نمی خورد
زمن مپرس میوه کو ، شلیل و سیب یا هلو
کسی که خورده سال پیش ،دگر ز نو نمی خورد
بگو که تنگ دوغ را یواشکی تو خورده ای
نخورده دوغ ،هیچکس ،تلو تلو نمی خورد
خریده بودم این کره ،برای ماه پیش رو
کسی خوراک ماه را جلو جلو نمی خورد
به وقت درس آشپز، صدای رادیو چه شد
کسی غذای خویش را ز رادیو نمی خورد
بیا بشین کنار من که خاک بر سرت کنم
کسی دومن خیار را چو خر یهو نمی خورد
زباغ مردم ای پسر ، زود بیا بیا به در
در آرزوی دلمه کس، که برگ مو نمی خورد
به پول این پژو کمی برنج و گوشت می خرم
که کارمند خسته دل ،نان پژو نمی خورد
مگو به من که ای پدر، برو تو کار بند و بست
کسی که نان خویش را ز بلبشو نمی خورد

