تبليغاتX
طنز سروده های عمو مصطفی - عیدی کارمندی

طنز سروده های عمو مصطفی

اجتماعی - فرهنگی

مانده ام بنده که با عیدی خود

کفش و شالی بخرم  یا شلوار

یا که با آن بخرم چند کیلو

گوشت بزغاله و مرغ از بازار

یا برای دُشک و بالشمان

بخرم ملحفه ای از چلوار

یا که آن رابدهم میوه فروش  

سیب و کیوی بخرم  یک مقدار

یا که با آن سفری ساز کنم

نصفه روزی بروم گشت و گذار  

یا که  عیدی  بدهم  آن را به

اصغر وآرش ومهسا  و نگار

یا به سلمانی  و  دلاک  محل

واکسی و  شاطر وشاگرد عطار

مانده ام عیدی خود را چه کنم

هست تصمیم گرفتن دشوار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 20:51  توسط مصطفی مشایخی  |